تبلیغات
< ?xml version="1.0" encoding="utf-8"? > بهترین وبلاگ تفریحی سرگرمی

یزدیه رفته بود رو کار زنش، میخواست یه کم زن رو اذیت کنه، بنابر این معامله رو نمیکرد تو! هی میزد اینور اونور و خلاصه حسابی اعصاب زنه رو ریخته بود به هم! یه دفعه بچشون بیدار میشه بره دستشویی با لگد میره رو کمر باباهه! زنه داد میکشه: ممدو شیرم حلالت!!!!


ترکه سرشو تیغ میندازه میره رو تخت میخوابه یه آینه هم میگیره دستش، به زنش میگه بیا کستو بزار رو صورتم! زنه با خوشحالی میاد میشینه رو صورت شوهرش. 2 ثانیه بعد ترکه میگه پاشو زن! زنه با اخم میگه تو که هنوز کاری نکردی!!! ترکه میگه: قرار نبود کاری کنم! فقط میخواستم ببینم مو فر بهم میاد یا نه


یه لره با زنش مشغول عمل خیر بود، یهو میبینه زنش زد زیر خنده، عصبانی میشه میگه: میخندی! بزار برارم از صحرا بیاد 2 کیره میوفتیم به جونت!


یه پیرزن با نوه ش میرن حموم، نوه اونجای مامان بزرگ رو میبینه و میگه: مامان بزرگ این چیه؟ مادر بزرگه میگه: گربه س مادر!
بچه میگه: پس چرا گربه شما از گربه مامان لاغرتره! مادر بزرگه میگه: آخه گربه مامانت هر شب 1 کیلو گوشت میخوره اما گربه من بادمجونم گیرش نمیاد!


عربه میخواسته جلق بزنه به کیرش آب صابون میماله باهاش زمینو تی میکشه!!!


رشتیه زنشو میفرسته تهران، زنه که برمیگرده حامله بوده، بعد از زایمان اسم بچه رو میزارن: هدیه تهرانی!!!!!


ترکه داشت تو خیابون می رفت. شنید یه خانومی داره دعا می خونه و به خدا می گه: خدایا یه شوهر خوشگل برای من بفرست. ترکه میره طرف خانومه و داد میزنه :وای وای خدایا هلم نده، خدایا هلم نده

 
 رشتیه صبح جمعه میخواست یک چرت بخوابه، هی تلفن زنگ میزده و دوست و آشنا یک ربع احوال پرسی میکردن و نمیگذاشتن این بنده خدا به خوابش برسه. خلاصه آخر شاکی میشه، به زنش میگه: خانم جان، من دارم میرم بگیرم بخوابم... اگه تلفن زنگ زد، با من کار داشت، بگو آقا خونه نیست. خلاصه میره تو اتاق و هنوز رو تخت ولو نشده، تلفن زنگ میزنه و زنش گوشی رو بر میداره، و بعد چند لحظه میگه: نخیر آقا خونه‌ هستن! رشتیه شاکی میشه، داد میزنه: خانم جان، مگه من نگفتم هرکی با من کار داشت، بگو نیست؟! زنه میگه: با تو کار نداشتن، با من کار داشتن!!



یارو زنه یک روز که شوهرش سرکار بوده و پسر ده سالشون هم مدرسه، زنگ میزنه به معشوقش که تا خونه خالیه یک حالی بکنند. خلاصه مرده پا میشه میاد و دو تایی مشغول کار خیر میشن، که این وسط پسره کلاسو دودر میکنه و پا میشه میاد خونه و با دیدن جریانات تو اتاق خواب، یواشکی میره تو کمدِ اتاق بابا ننه قایم میشه که خوب "اکشن" رو از نزدیک تماشا کنه! تو همین هیر و ویر، یهو آقای خونه هم تصمیم میگیره کار رو دودر کنه (تو پرانتزِ بی‌ربط: اینطور که پیش میره، ظاهراً ماجرا تو خونة ابافراخ اتفاق میافته!!)و پا میشه میاد خونه. زنه هم دست و پاشو گم میکنه و جناب معشوق رو میتپونه تو کمد. بعد یک مدت،پسره از تو کمد میگه:
- اینجا عجب تاریکه!
- آره.. خیلی تاریکه..
- من اینجا یک جفت دستکش دروازه‌بانی دارم
- ... خوبه.. خوش به حالت!
- میخریش؟
- نه مرسی، من دستکش لازم ندارم
- اونی که اون بیرونه بابای منه!
- ااه.. خیلی خوب.. چند میفروشی؟
- ده هزار تومن!
خلاصه مردک بدبخت هم از ترس کون ده هزار تومن اخ میکنه و دستکش پسره رو میخره. از قضای روزگار هفتة بعد همین ماجرا تکرار میشه و دوباره پدر وپسر تصمیم به دودر کار و کلاس میگیرن و باز جناب عاشق تو کمد گیر میکنه، و باز پسره بعد از یک مدت میگه:
- اینجا عجب تاریکه!
- آره.. خیلی تاریکه..
- من اینجا یک توپ فوتبال دارم..
مرده که تریپ هفتة پیش یادشه) آاای... لعنتی... چند؟
- بیست هزار تومن!
خلاصه باز مردک بدبخت، دست میکنه تو جیبش و پول رو میگذاره کف دست پسره. بعد یک هفته ازین ماجرا، یک روز باباهه به پسره میگه: اون بساط فوتبالت رو بردار، بریم تو پارک بازی کنیم. پسره میگه: بابایی من توپ و دستکشم رو فروخته‌م. بابایی(!) میگه: ااِه؟ چند فروختیشون؟ پسره میگه: دوتاشو 30 هزار تومن! باباهه خیلی ناراحت میشه، میگه: پسرجون تو نباید هم کلاسیاتو اینجور تیغ بزنی. و خلاصه ازونجایی که کاتولیک قهاری بوده، دست پسره رو میگیره میبره کلیسا که اعتراف کنه. خلاصه میرن تو کلیسا و باباهه پسره رو میفرسته تو اتاقک اعتراف و درو از پشت میبنده. بعد یک مدت، پسره میگه: اینجا عجب تاریکه! ...یهو کشیشه از اونور داد میزنه: ای کــس‌عــمـــت!!.. باز شروع نکن!!!

 

به ترکی میگن میدونی فرق بین دانیاسور وترک عاقل چیه؟ می  گه خب نسل دو تا شون از بین رفته

 

اقا یک روز به یک استقلالی میگن بد ترین خا طرت چی هست؟؟؟؟؟
میگه اون روزی که پرسپولیس تو تهران 6 تا گذاشت درمون
( ازطرف سلطان علی پروین از جردن تهران )  

 

    یک روز یه ترکه میره دکترمیگه آقای دکتر چند روزه نمی تونم دستشوی کنم دکتره یک نسخه 

بلند بالا مینویسه ومیگه همه اینا خوردنی به غیرازاون اخری که خوردنی نیست ترکه میگه پس

اقای دکتر چکارش کنم دکترمیگه باید چیزش کنی دیگه ترکه میگه چی میگه بکنی اونجات

ترکهبازم نمیگره ومیگه کجا دکتره عصبانی میشه میگه باید بکونی تو کونت ترکه سریع پا میشه میکه آقای دکتر شما الان عصبانی هستید میرم یک روز دیگر میام 


یکشنبه 18 شهریور 1386 :: بخون حالشو ببر ::

(0) نظر نوشته شده توسط fardin در یکشنبه 18 شهریور 1386 و ساعت 03:09 ق.ظ
یکشنبه 18 شهریور 1386 :: اینم یه سری جک دیگه ::

به ترکه میگن راسته که میخوای زن بگیری؟ ترکه به کیرش نگاه میکنه، میگه: گویا!! یارو کیرش قطع میشه، میره دکتر. دکتره بهش میگه یک پیوند خیلی جدید کشف شده، ولی هنوز رو انسان امتحان نشنده، دانشمندا به این نتیجه رسیدن که خرطوم بچه فیل رو میشه به جای آلت تناسلی مرد پیوند زد، می‌خواید شما این عمل رو امتحان کنید؟ یارو هم می‌بینه هیچ چاره دیگه‌ای نداره، میگه: باشه، به هرحال از بی‌کیری که بهتره! خلاصه عمل با موفقیت تموم میشه و یارو میره دنبال کار و زندگیش. بعد از یه هفته برمی‌گرده پیش دکتر میگه: آقای دکتر! به دادم برس، دهن من سرویس شد! دکتر میگه: چرا؟ چی شده؟! میگه: بابا این کیر ما هرچی تو خیابون میبینه رو وَر میداره میکنه تو کون ما!!! زنه زبونش می‌گرفته، میره سبزی‌فروشی می‌خواسته نارنگی بخره،‌ میگه: بی‌دحمت لیم کیلو لالنگی بدین! یارو هم شاگردش رو صدا می‌کنه، میگه: اوهوی حسنی!‌ نیم کیلو خیار سالادی بده خانم!!! ترکه میره حموم، آب جوش بوده با نعلبکی دوش میگیره!! ترکه تو مسابقة دو دوپینگ میکنه،‌ ازقضا آخر میشه! رفقاش میپرسن: بابا چرا آخر شدی؟‌میگه: آخه نمیخواستم بهم مشکوک شن!! یک روز ترکه چراغ جادو پیدا میکنه! غوله میاد بیرون و میگه: سه تا آرزو بکن تا برات برآورده کنم!ترکه: قیافه مو بکن مثل آلن دلن. غوله عصاشو میزنه و ترکه میشه شکل آلن دلن. ترکه: هیکلم رو بکن مثل آرنولد.غوله عصا میزنه و هیکل ترکه میشه مثل آرنولد. ترکه: کیرمو رو بکن مثل این خره. فرشته این آرزو را هم برآورده میکنه و ناپدید میشه. ناگهان ترکه یک نگاهی به پایین میکنه و میگه: وای خاک بر سرم, خره ماده بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

(0) نظر نوشته شده توسط fardin در یکشنبه 18 شهریور 1386 و ساعت 03:09 ق.ظ
یکشنبه 18 شهریور 1386 :: بخند شاد باش ::

هر کس می خواهد بامن تبادل لینک کند اول لینکم رو با نام <جکهای توپ و...> بزاره وبلاکش بعد به من خبر بده  من در اسرع وقت لینکشو میزارم


تو مهدکودک بحث این بوده که بچه‌ها نباید وسایل رو بکنن تو دهنشون، معلمه میگه: خوب بچه‌ها، چند تا چیز بگین که تو دهن جا میشه و باید مواظبشون باشیم. یک بچه پا میشه، میگه: پاک‌کن.. معلمه میگه: آفرین.. دیگه چی؟ یکی دیگه پامیشه، میگه: تراش. به همین منوال، تا یکی بلند میشه، میگه: لامپ! معلمه میگه: حسن جان لامپ که تو دهن جا نمیشه. حسن میگه: نه خانوم معلم... من خودم شنیدم بابام دیشب به مامانم می‌گفت: پاشو اون لامپ رو خاموش کن، میخوام بگذارم دهنت!!!



بچه به معلمش میگه : خانوم ما ساق پاونو دیدم . معلم 1 ماه از کلاس اخراجش میکنه . بچه بعدی میگه خانوم ما رونپاتونو دیدم . اینیکی 2 ماه اخراج میشه . یکی از بچه ها خودش پامیشه میره بیرون . معلمه داد میزنه کجا ؟؟؟؟ میگه: خانوم ما یه جایی رو دیدیم که باید ترک تحصیل کنیم .




یه روز یه ترکه میره خونه رفیقش .وقتی میخواد بلند بشه بره رفیقش میگه حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. ترکه میگه باشه . نهار رو میخوره بلند میشه که بره رفیقش میگه آخه با معده پر کجا میری ؟ یه چرت بزن بعد برو. ترکه میگه باشه .یه چرت میزنه بعد بلند میشه که بره رفیقش میگه بشین یه دست تخته بزنیم بعد برو. میگه باشه. یه دست تخته میزنه بعد بلند میشه بره رفیقش میگه الان که شب شده شام رو بخور بعد برو. ترکه میگه باشه. شام رو
میخوره بعد بلند میشه بره رفیقش میگه این موقع شب کجا میخوای بری ؟ بخواب صبح برو. ترکه میگه باشه. میخوابه صبح بلند میشه بره رفیقش میگه صبحانه چی؟ ترکه میگه نه دیگه مرسی زن و بچه تو ماشین منتظرند.

 

 زن رشتیه هرکار میکرده ارضا نمیشده، آخرش میره سکس‌شاپ، میگه: ببخشید من یه کیر مصنوعی میخواستم. فروشنده اشاره میکنه به ویترین پشت سرش میگه: کدوم یکی رو میخواین؟ زنه یکم فکر میکنه، میگه: اون قرمزه رو.فروشندهه میگه، ببخشید خانوم، ما کیر قرمز نداریم! زنه اشاره میکنه میگه:
اوناها بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ. مرده یک نگاهی میکنه، میگه: شرمنده خانوم کپسول آتش نشانیمون فروشی نیست!!!



سر کلاس اول یه بچه پیله میکنه به خانم معلم که :خانوم میشه انگشتمونو بکنیم توی نافتون.خانم معلم میگه:پسرم بذار درس بدم بعد.خلاصه چند بار دیگه شاگرده هی سوال میکنه
معلم که می بینه پسره خیلی پیله است میگه: پسرم بعد کلاس من پیرهنمو میدم بالا و تو انگشتتو بکن تو نافم.
خلاصه کلاس تموم میشه و خانوم معلم راشو میکشه که بره.
پسره دادو قال میکنه که :شما قول دادین و از این حرفا.
معلم که میبینه الانه که آبروش بره, برمیگرده و همینجوری که داره به سقف کلاس نگاه میکنه پیرنشو میده بالا و میگه: خوب پسرم انگشتتو بذار.
بعد چند لحظه معلم میگه: پسرم اونجا ناف نیست ها.....
پسره میگه: اجازه خانوم اینم انگشت نیست..!!!!


یه ریاضیدان عروسی میکنه! چند شب اول اونجای خانومشو اندازه گیری میکرده ولی دست از پا خطا نمیکرده! دختره میره پیش مامانش میگه شوهرم این چند شب پاهامو از هم بازمیکنه ؛اندازه گیری میکنه ویکسری محاسبات ریاضی انجام میده ولی کار اصلی رونمی کنه .مامانه میگه صبر داشته باش شایدمنظوری داره ! فردا دختره میادپیش مامانش میگه دیشب شوهرم محاسباتش تموم شد از دور شیرجه زد روم ،مستقیم زدبه هدف خیلی خیلی لذت بردم .
مامانه میگه: حالا که اینطوریه اون محاسباتو بده تا بابات هم ازش استفاده کنه .روز بعد مامانه میاد پیش دخترش ،دختره میگه اوا خاک عالم مامان چرا گشاد گشاد راه میری !
!مامانه میگه آخه بابات دیشب تو محاسباتش یه مثبت منفی رو اشتباه کرد از دور شیرجه زد ولی با کله رفت تو .....!!!




اقایون وخانومها  لطفا  نظر یادتون نرود

(0) نظر نوشته شده توسط fardin در یکشنبه 18 شهریور 1386 و ساعت 03:09 ق.ظ
جمعه 9 شهریور 1386 :: کتابهای اموزش افیس و فتوشاپ ::

این پست به درخواست مدیر سایت نویسنده کتابها و نظر خودم قرار داده شد(چون کتابهاب مفیدی هستن)

حدود دو سال پیش فکر تدوین کتابهایی با سبکی جدید به ذهنم خطور کرد. چند ماهی کتابهای مختلف را بررسی کردم و نکات مثبت هرکدام را یادداشت کردم تا بالاخره تونستم یک سبک واحد را منسجم کنم. سعی کردم در همین 7 جلد چاپ شده بصورت یکنواخت کار نکنم و در هر کدام ابتکار متفاوتی را اجرا کردم و نکات ریز و درشتی زیادی در تدوین این کتاب بکار بردم که ممکن است هرکس متوجه آن نشود اما همه از آن راضی بودند و سبک اون رو متفاوت میدونستند و این خود بزرگترین دلگرمی من در ادامه کار است.
همیشه فکر میکردم مشکل اصلی طرح و تدوین کتابها است اما در مراحل بعدی مشکلات بسیار زیادی پیش اومد که حتی فکرش رو هم نمیکردم. اما بالاخره این 7 جلد چاپ شد و در همان چاپ اول حدود 20 هزار نسخه از کتاب تنها در دو ماه و نیم پخش شد. الان هم منتظریم تا برای چاپ دوم کاغذ بگیریم. مجلدات بعدی از جمله ویندوز و اینترنت نیز در حال تدوین و چاپ هستند. هدف ما این است که بتوانیم در بقیه موضوعات فرهنگی نیز سبکهای جدید خود را ارائه کنیم. کتابهایی که بتوانند مخاطب خود را جذب کنند و در کمترین زمان بیشترین مطالب را بدست بیاورند و از یادگیری خود احساس لذت کنند. در آخر از تمام عزیزانی که انتقاد و یا پیشنهادی دارند و یا میتوانند در هر یک از مراحل تدوین و چاپ و نشر کتاب همکاری کنند با ایمیل FARDINGREEN1@NOAVAR.COM

تماس بگیرند.

 

 برخی موضوعات:
تنظیمات مختص زبان فارسی در اكسس
تكنیكهای كار با Query
’گزارش و چاپ اطلاعات
استفاده از تاریخ شمسی در اكسس
تبدیل فرم به صفحه وب
كنترل‌های محاسباتی
و ...
قیمت: 450 تومان
 
    
 

برخی موضوعات:
برخی موضوعات:
ایجاد متن سه بعدی
رنگی كردن تصاویر سیاه و سفید
فارسی نویسی در فتوشاپ
كار با عكسهای دیجیتال در فتوشاپ
تغییر رنگ چشم
و ...
قیمت: 700 تومان

 
    
 برخی موضوعات:
ساخت VCD
رایت با ویندوز ایكس پی
رایت پوشه های فارسی
ساخت سی دی رام مجازی
رایت سی دی قفل دار
كپی سی دی خش دار
و ...
قیمت: 350 تومان
 
    
 برخی موضوعات:
ایجاد آلبوم عكس با پاورپینت
ذخیره اسلایدها بصورت صفحه سایت
پسورد گذاری و امنیت اسلایدهای ساخته شده
جدول و نمودار در اسلایدها
جلوه‌های ویژه متن
و ...
قیمت: 450 تومان
 
    
 برخی موضوعات:
اجرای فرم با ترنزیشن
ساخت برنامه پخش فیلم
فارسی نویسی در مولتی مدیا بیلدر
اجرای صفحات اینترنتی
رجیستر كردن برنامه
و ...
قیمت: 600 تومان 
 
    
 برخی موضوعات:
فارسی كردن كل محیط اكسل
پسوردگذاری و امنیت كاربرگها
آموزش فرمول نویسی
كار با كاربرگ و سلولها
استفاده از چارت و نمودار
و ...
قیمت: 600 تومان
 
    
 برخی موضوعات:
پسوردگذاری و امنیت صفحات تایپ شده
تایپ شعر فارسی
صفحه كلید فارسی
فرمول نویسی در ورد
فارسی كردن محیط ورد و غلط یاب فارسی
ساخت صفحه سایت از صفحه ورد
و ...
قیمت: 700 تومان
 
   

(0) نظر نوشته شده توسط fardin در جمعه 9 شهریور 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ
جمعه 9 شهریور 1386 :: منوی استارت را سریع تر کنید... ::

در منوی استارت زیر منو ها پس از 400 میلی ثانیه ظاهر میشوند كه برای كاربران حرفه ای میتواند چندین ساعت طول بكشد.

شما میتوانید با این ترفند سرعت را به صفر میلی ثانیه برسانید.

ابتدا وارد رجیستری شوید: ( از منوی استارت گزینه Run را انتخاب کرده سپس تایپ کنید : Regedit و Enter را بفشارید.)

HKEY_CURRENT_USER/Control Pane/lDesktop

در اینجا فقره ی MenuShowDelay را پیدا كنید.مقدار این متغیر طول تاخیر منورا بر حسب میلی ثانیه از صفر تا 999 نشان میدهد

(0) نظر نوشته شده توسط fardin در جمعه 9 شهریور 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ
جمعه 9 شهریور 1386 :: سگی كه برای خرید به بازار می ره ::

 

سگی كه برای خرید به بازار می ره

از سایت جام جم آنلاین: چین كشور عجایب است و یكی از این عجایب ، سگی است كه برای خرید به بازار می رود. به گزارش پایگاه اینترنتی الرایه ، صاحب این سگ ، او را برای خرید به سوپرماركت می فرستد و سگ باهوش ، به خوبی ماموریتش را انجام می دهد.صحنه ای كه در عكس می بینید خیابان اكسیانگ وان است و این سگ هم 15 ماه بیشتر ندارد. (

   

(0) نظر نوشته شده توسط fardin در جمعه 9 شهریور 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ
جمعه 9 شهریور 1386 :: Siavash Ghomayshi - Sunset to Sunrise ::

 

آلبوم جدید سیاوش قمیشی که ریمیکسی از آهنگای قدیمی سیاوش هست به نام طلوع تا غروب

galery.tk

Farangis

Khabeh Baroon

Faseleh

Tolou

Baroon

Ghoroub

(0) نظر نوشته شده توسط fardin در جمعه 9 شهریور 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ
جمعه 9 شهریور 1386 :: Steel toans ::

 

 Steel toans 

IPB Image
 

(0) نظر نوشته شده توسط fardin در جمعه 9 شهریور 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ
جمعه 9 شهریور 1386 :: My Super Ex Girlfriend ::

(0) نظر نوشته شده توسط fardin در جمعه 9 شهریور 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ
پنجشنبه 8 شهریور 1386 :: AMS Photo Studio ::

 

اگر علاقه به ویرایش تصاویر و عکسهای خودتون رو دارید میتونید از این برنامه کمک بگیرید

galery.tk

دانلود

کرک

(0) نظر نوشته شده توسط fardin در پنجشنبه 8 شهریور 1386 و ساعت 11:08 ق.ظ

لینکدونی
مبین زاده کوچک
بزرگترین سایت دانلود ایران

آرشیو لینكدونی

نویسندگان
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهانه
شهریور 1386
دوستان
بزرگترین سایت دانلود ایران

خبرنامه
آمار
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : 0.375 ثانیه
صفحات
1 2 3 4 5 6 7 ...